عنوان: تحلیل سفرنامهی ناصرخسرو
شرح و تصحیح: جعفر شعار
صاحب اثر: ناصرخسرو قبادیانی
پیشینهی چاپ: چاپ اول 1371، نشر قطره
از میان آثار منثور ناصر، سفرنامه از مزایای ویژهای برخوردار است. سیاحتنامهی مردی است که روزی در خدمت شاهان بود و سپس در نتیجهی تحوّل اندیشگی به قصد سفر دور و دراز، خانه و کاشانه و دیار خود را ترک کرد و از قسمتهای شمالی و غربی ایران، رهسپار شام و آسیای صغیر (ترکیه و عراق) و فلسطین و مصر و جزیرة العرب (عربستان) شد. به درستی روشن نیست که از آغاز قصد سفر حج داشته یا آن که قصدش مصر بوده است. حدود 1332 کیلومتر، و با احتساب مسافات بیرون از مسیر، نزدیک به 18000 کیلومتر راه را در مدّت هفت سال پیموده و آن گاه به بلخ بازگشت. ناصر در این سفر دراز سرزمینهای مختلف را دید و با دانشمندان و بزرگان و ملل گوناگون آشنا شد، آن گاه همهی دیدهها و شنیدههای خود را که از دیدگاه تاریخ، جغرافیا، جامعه شناسی و مردم شناسی اهمیت داشت در کتاب خود ترسیم کرد.
روش ناصر در سفرنامه به خلاف سایر آثار به ویژه دیوان شعرش به گونهای دیگر است. وی میخواهد دیدهها و شنیدههای خود را به خواننده منتقل کند بی هیچ پیرایه و گرایش مذهبی، و برای این کار زبان متداول را میگزیند، حتّی گفتارِ او دربارهی مردم لحسا و ابوسعید جنّابی قرمطی (شعبهای از اسماعیلّیه) بیطرفانه و تا حدّی انتقادآمیز است.
زادگاه این شاعر فرزانه و نویسندهی گران قدر، قبادیان بلخ بود. در سال 394 هـ.ق. چشم به جهان گشود. دورهی جوانی را به خوشی و کامرانی گذراند و احتمالاً مدّتی در دربار محمود و مسعود غزنوی خدمت کرد. آنگاه به خدمت چغری بیگ سلجوقی پیوست. در آغاز سفرنامه اشاره میکند که در زمان همین امیر به سال 437 هـ.ق. شغل دیوانی (دولتی) داشته است. در این ایام، محمود غزنوی انگشت در کرده بود و قرمطی میجست و هم در ری کتب فلاسفه را آتش زد. در نیمهی دوم قرن پنجم، با پدید آمدن حکومت سلجوقیان، بازار تعصّب دینی رواجی بیشتر یافت. اگرچه سلاطین و حکام به این زهدگرایی دامن میزدند، امّا در زندگی درباری و در میان مرفهّین جامعه، چندان جدی گرفته نمیشد و به کار لذّت جویی و شهوت رانی بودند. در دنیای اسلام آن روز حکومت کمال مطلوب، حکومت دینی بود که در آن قوانین الاهی به وسیلهی فرمانروایی که قدرت او ناشی از خداوند بود و خلیفه خوانده میشد، اجرا میشد. و خلیفه رأس دستگاههای دینی و دنیایی قرار داشت. در چنین جامعهای نارضایتی سیاسی که اغلب علّت اجتماعی دارد، رنگ دینی به خود میگیرد. و در برابر این مایه فشار و تعصّب که بر علم و اندیشه سنگینی میکند، واکنش نشان داده میشود و مخالفتها نیز بیشتر رنگ مذهبی به خود گرفته، الاهیّاتی جدید و تشکیلات فرقهای جدید به جود میآید. و مذهب اسماعیلی یکی از همین جریانهای اعتراضی به خلافت عبّاسی بود که به ایجاد تشکیلات منظّم علمی و نظری توفیق یافت.
ناصرخسرو در حدود 40 سالگی اندیشهاش دگرگون میشود، و از دربار دور شده به سفر تحقیقی خود و مشقّت دریافت حقیقت تن میدهد. از این سفر 7 ساله، که 3 سال آخر را در قاهره مانده، باز میگردد و در بلخ و مازندران و احیاناً نیشابور و سیستان پنهانی به دعوت میپردازد. او که متأثّر از افکار رئیس مبلّغان خلافت فاطمی، مؤیّد فی دین الله است، با همه زجر و آزار ترکان سلجوقی، در درّهی تنگ غار مانند یمکان در مدت 15 سال در کنف حمایت علّی ابن اسد، امیر بدخشان، میماند و در سال 481 هـ.ق. در همانجا وفات مییابد.
از ناصرخسرو آثار متعدّدی به نثر بر جای مانده که حاصل این دوران است، از جمله: جامع الحکمتین، زادالمسافرین، خوان الاخوان و دیوان اشعار.
دکتر حسن ذوالفقاری در مقالهی مندرج در «شناخت نامه و مجموعهی مقالات» مینویسد: «تحلیل سفرنامهی ناصرخسرو به همراه مقابله با دو نسخهی تصحیح غنی زاده و دبیر سیاقی، و شرح و تحلیل آن، از جمله پژوهشهای مهم دکتر شعار به شمار میرود».
و چنانچه همگان اذعان دارند، دکتر شعار به آثار ناصرخسرو و آزادگی و دوری جستن وی از پادشاهان و ملوک، بسیار علاقه مند بوده به گونهای که دکتر انوری مینویسد: «شعار بیش از همه در آثار ناصرخسرو پژوهش نموده و کوششی ستودنی در تصحیح و شرح انتقادی آثار او داشته است».
دیوان اشعار حکیم ناصرخسرو با متن انتقادی همراه با شرح، با همکاری دکتر کامل احمدنژاد، که در جای خود خواهد آمد؛ و نیز گزیدهها و گزینههای اشعار وقصاید ناصرخسرو، حاصل این پژوهش ادبی است.
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.