عنوان: غمنامهی رستم و سهراب از شاهنامهی فردوسی «مجموعهی ادب فارسی»
انتخاب و شرح: دکتر جعفر شعار- دکتر حسن انوری
صاحب اثر: ابوالقاسم فردوسی
پیشینهی چاپ: چاپ اول 1363- انتشارات علمی، نوبت سیام 1389، نشر قطره
هنگامی که رودکی، پدر شعر فارسی، آدم الشعّرای زبان دری در روستای بَنُجِ رودکِ سمرقند، دیده از جهان فرو میبست؛ در روستایی دیگر از سرزمین شعر فارسی، در قریهی باژ از ناحیهی طایران طوس، فردوسی بزرگترین شاعر ملی ایران و یکی از بزرگترین حماسه سرایان جهان دیده به جهان میگشود. تاریخ زاده شدن او را هیچ کس ثبت نکرده بود. امّا از شعرهای او میتوان این نکته را دریافت. مثلاً وقتی از سرودن جنگ یازده رخ فراغت پیدا میکند و به ستایش محمود غزنوی میپردازند، زمانی است که محمود تازه به پادشاهی نشسته و فردوسی از پنجاه و هشت سالگی خود میگوید. محمود در سال 387 ق. به تخت نشسته پس فردوسی در سال 329 زاده شده است.
بدانگه که بد سال پنجاه و هشت جوان بودم و چون جوانی گذشت؟
نام وی نیز به درستی دانسته نیست. شاید «حسن» یا «منصور» امّا کنیهی او را همه جا «ابوالقاسم» نوشتهاند.
کنـون رزم سهـراب رانم نـخـسـت
از آن کین که او با پدر چون بجُست
… داستان رستم و سهراب پیچیدهترین و دشوارترین داستانهای شاهنامه است. علت آن است که یکی از عمیقترین و ناشناختهترین تراژدیهای بشری را در بردارد. تراژدی توانایی. توانایی یعنی امتیاز فردی بر فرد دیگر از نوع طبیعی یا اجتماعی؛ قدرت طبیعی جسمی یا فکری. رستم دارای سه قدرت است: قدرت پهلوانی، قدرت اندیشه و خرد؛ وقدرت دیوانی (اجتماعی). رستم دو قدرت اول را که از طبیعت دارد در راه فرو ستادن به کار میاندازد یعنی میکوشد از ارتفاع نابرابری که مایهی جدایی او از دیگران است، فرود آید. همه جا نیرو و اندیشهی او در خدمت به ایران است به نحوی که میتوان او را با اطمینان خاطر قهرمان ملّی نامید.
از طرفی رستم «بزرگ» و سرور و فرمانروای نیمروز است، قدرت دیوانی او البته اجتماعی و قراردادی است.
امّا سهراب طرحی دگرگون کننده دارد. به هم ریختن نظام توران و ایران کار کوچکی نیست و رستم این را برنمیتابد… رستم در مقابله با این وضع یا باید با پسر خود بجنگد یا از قدرت برتریجویانهی خود بگذرد! [و پایان این نبرد، تراژدی برتری رستم به بهای از دست دادن فرزند و تراژدی سوگ سهراب است.]
مقدمهی کتاب به شرح زادگاه، خانواده، زندگی و مرگ فردوسی و موضوع شاهنامه با شواهدی از خود شاهنامه پرداخته و بسیار خواندنی است.
امّا چنانچه در نظامنامهی هیأت مشاوران و در دیباچهی «مجموعهی ادب فارسی» آمده است، این اثر نیز به «دیدگاهها» آراسته است. و متنهایی در بارهی فردوسی، از چهار مقالهی نظامی عروضی، محمدعلی فروغی، جلال الدّین همائی، برتلس، پروفسور هانری ماسه خاورشناس فرانسوی، ذبیح الله صفا؛ احمدعلی رجائی، عبدالحسین زرّین کوب، حبیب یغمائی، محمدعلی اسلامی ندوشن، پروفسور فضل الله رضا و محمدرضا شفیعی کدکنی و سایرین؛ درج شده که روشنگر و گیرا و جذّاب میباشد.
و نیز اختصاصا˝ «دربارهی داستان رستم و سهراب»، خلاصهای از مقالات و نوشتار زرّین کوب، مینوی، مهین تجدّد و مصطفی رحیمی آمده که متضمّن تحلیل پهلوانی، دیوان سالاری و رو در رویی پدر و پسر (چنانچه گذشت) آمده است. و به داستانهای افسانهای کهن در جهان، از جمله «کوچولائین» افسانهی قدیمی ایرلندی قرن هشتم میلادی، «اودیسه» اثر هومر شاعر نامدار یونانی قرن 4 یا 5 قبل از میلاد، «ایلیای پهلوان»، افسانهی روسی قرن 12 میلادی و مقایسهی آن با رستم و سهراب پرداخته شده است.
واژهنامه، مشتمل بر نامهای خاص، واژهها و تعبیرهایی که در شرح ابیات آمده به وجهی مناسب در پایان کتاب عرضه شده است.
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.