همزبانی کُن 25/1/1400
بینیازم کن، گر نیازی هست!
برفرازم کن، در گذاری پست.
آمدی، آن کن، کز روز اَلَست،
روزگارم غم، غمگسارم مست!
چشمِ من خشکیده، دل بارانی، اما،
تو ندانی، خشکسالی چشم در راهِ تُندر است!
غمگسارم باش،
غم که دایم هست،
تو نمیدانی؟، هم زِ چشمِ من نمیخوانی؟
همزبانی کن: تا که دل نگسست،
مهربان باش، یاری کن گر زمانی هست!
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.