ناپیدا 01/02/1400
دلم گرفت، مگر همین یک شبم تنها؟
اگر تو نیایی، شبم!، همه شبها
شب از گذشت روز کند دلیریها
چه کار آیدم؟، اگر بیایی فردا !
دلم گرفته زان که همین امشب نیست،
گذارِ ماه پشتِ ابر فتاده ماهها
اگر که نیاید برون، زِ شبِ تیره
چه روز سپَرده[1] شود، چه ماه ناپیدا !
تو ماهِ منی و خورشید روز را،
به تارک فلک کشیده، غمَم ناپیدا !
[1] – پایمال شدن
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.