شعر، چکامه و سخن موزون، در میان ادیبان، و مردم جایگاه ویژه ای دارد. زیرا شعر، صنعتی چندهزارساله در زبان است که به جهان بینی شاعر، تلطیف سخن در گفتن حقیقت و در قالبی شیرین و دلکش مجهز است، و به جهت ژرف اندیشی، و جهان بینی شاعر به حقایقی می پردازد، که در هر زمان به گونه ای از حقیقت جهان پرده می گشاید، و مردم همیشه برداشتی تازه از واقعیات نهانی شگرف شعر دارند و از تطابق آن با زمان حال به وجد می آیند.
کُجا هستی؟ 2/11/1400
برفُو کِی از شاخه تکوندی؟ یادم نیست!
موهایِ منُو کِی آشفتی، یادم رفت!
از پشتِ میله اومدی دیدنم، کجا بود؟!
سلّولهایِ تنم انفرادی بود، آمدنم به بند، کِی بود؟
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.